خونه تکونی

دیروز روزی بود که من تا حالا تو عمرم انقدر کار نکرده بودم! با مامانم شروع کردیم به خونه تکونی کل آشپزخونه رو سابیدم کاشی ها و کابینتا رنگ دیواراش هم روغنی بود اونارو هم سابیدم تمام چینی های تو ویترین آشپزخونه رو درآوردمو سابیدم کلا تمام آشپزخونه.حتی فرش آشپزخونه هم با مامان بردیم تو حیاط شستیم.قبل تمیزکاری رفتم سوپر محل وایتکس بخرم نمیدونستم وایتکس کدومه 2تا شوینده برداشتم گفتم حتما یکی ازین دوتاس چون چیز دیگه ای که به وایتکس بخوره نداشت.بهش گفتم آقا کدوم وایتکسه؟ گفت هیچکدوم! بعد رفت برام آورد!باید کم کم برم خرید که یاد بگیرم.بعدتمیزکاری فهمیدم به وایتکس حساسیت دارم والانم مث حالت حساسیت همش عطسه سرفه آبریزش بینی دارم کمرمم درد گرفته یعنی له لهم! چقد من نازک نارنجیم.

خریدای عیدمم شلوار کتون و شال وکفش اسپرت و کیف مشکی خریدم فعلا.الان ساعت 12شبه سرعت اینترنت افتضاحه توی یادداشتای گوشیم دارم مینویسم که فردا کپی کنم تو وبلاگم.از حالت سرماخوردگی که گرفتم خوابم نمیبره 

خب الان صبحه آخ بدنم کوفته شده.با جناب همسر خوبیم اما همسر وقتی دوریم وفشار کارشم روش اثر میذاره بامن بدخلقی میکنه بعدا میگه مبخاطر کار اعصابم خورده بخاطر دوری.منم همیشه میگم یعنی بخاطر دوری ودلتنگی برای من،منو اذیت میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ واین داستان ادامه دارد.........

ولی اشکال نداره وقتی بیاد همه چی درست میشه.اینم عیب همسر ماست دیگه.

دیروز تو یکی از گروها من بودم خواهرشوهرا ودخترخاله ی شوهر یهم دخترخاله از گروه زد بیرون منم بهم برخورد گروهو پاک کردم!منو خواهرشوهر فقط تو گروه مطلب میفرستادیم به خواهرشوهر میگم لابد مزاحمش بودیم گفت نه بابا اونکه خمش سرگوشیشه!گفتم ساده ایا برامنو تو که سرش تو گوشیش نیست که!یعنی این دخترخاله ها تنها مشغلشون تیغ زدن دوست پسراشونه هرکدوم لیسانس گرفتنشون 10سال طول میکشه همش دنبال پسربازی!حالا این یکی رابطش بامن خوب بود نمیدونم چرا یهو موجی شد آخه اصلا بحثیم نداشتیم!

اینم ازین روزای من

/ 1 نظر / 28 بازدید
بیتا

سلام عزیزم.کلی گشتم تا ادرس ت پیدا کردم.خریدات مبارکت باشه.خسته نباشی از کار خونه